رد شدن به محتوای اصلی

امید کسی را نا امید نکن

امید کسی را نا امید نکن

ابوریحان بیرونی در خانه یکی از بزرگان نیشابور میهمان بود از هشتی ورودی خانه ، صدای او را می شنید که در حال نصیحت و اندرز است .
مردی به دوست ابوریحان می گفت هر روز نقشی بر دکان خود افزون کنم و گلدانی خوشبوتر از پیش در پیشگاهش بگذارم بلکه عشقم از آن گذرد و به زندگیم باز آید . و دوست ابوریحان او را نصیحت کرده که عمر کوتاست و عقل تعلل را درست نمی داند آن زن اگر تو را می خواست حتما پس از سالها باز می گشت پس یقین دان دل در گروی مردی دیگر دارد و تو باید به فکر آینده خویش باشی .
سه روز بعد ابوریحان داشت از دوستش خداحافظی می کرد که خبر آوردند همان کسی که نصیحتش نمودید بر بستر مرگ فتاده و سه روز است هیچ نخورده .
میزبان ابوریحان قصد لباس کرد برای دیدار آن مرد ، ابوریحان دستش را گرفت و گفت نفسی که سردی را بر گرمای امید می دمد مرگ را به بالینش فرستاده . میزبان سر خم نمود .
ابوریحان بدیدار آن مرد رفته و چنان گرمای امیدی به او بخشید که آن مرد دوباره آب نوشید . ارد بزرگ اندیشمند برجسته می گوید : هیچگاه امید کسی را نا امید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد .


http://kherad.parsweblog.com/files/2009/11/8ictub13.jpg


می گویند : چند روز دیگر هم ابوریحان در نیشابور بماند و روزی که آن شهر را ترک می کرد آن مرد با همسر بازگشته خویش او را اشک ریزان بدرقه می کردند .

یاسمین آتشی





مهمترین پشتوانه فرمانروایان

OROD-BOZORG - ارد بزرگ

ارد بزرگ اندیشمند سرشناس کشورمان می گوید : تنها کسانی از آرزوهای نیک جوانان واهمه دارند که بر جایگاه خویش بیمناکند . سخن ارد بزرگ در دل تاریخ ایران در رفتار بسیاری دیده می شود و از جمله امیرفاتح خان حاکم خیوه ! (خیوه شهری در نزدیکی خوارزم و در کشور فعلی ازبکستان)
پس از پاک سازی خیوه از اشرار فاتح خان بدست با کفایت پادشاه ایران زمین نادرشاه افشار حاکمرانی آنجا به طاهرخان سپرده شد .
چون طاهرخان فرمانروای خیوه ، بدنبال آدم با کفایت برای دستگاه دیوانی گشت دید هیچ کس در خیوه مناسب کار نیست . چون از پیران بپرسید گفتند امیرفاتح خان ، کسی را اجازه درس و بحث نداده و همه را به کشاورزی ، باغداری و دامداری تشویق می نمود ! در حالی که بسیاری از جوانان در آرزوی کسب دانش و معرفت بودند . طاهر خان به آنها گفت اگر امیرفاتح جوانان باهوش دیار خویش را به کسب دانش و خرد بیشتر تشویق می نمود شاید همچنان بر کرسی ریاست شهر تکیه داشت ...


یاسمین آتشی



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پایگاه اُرُدیست های سوئد

پایگاه اُرُدیست های سوئد 17 Famous Philosophy Quotes About Life FromThe Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani 44 Inspiring The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani Quotes Worth Knowing 79 Famous Quotes By The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani That Show What A Great Thinker He Is 74 Top Quotes By The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani 100 Top Quotes By The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani That Smash Popular Notions 98 Amazing Quotes By The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani That Will Change Your Thinking 25 rare gems of thought FromThe Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani 19 Top The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani Quotes 17 Famous Philosophy Quotes About Life FromThe Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani Posted: 26 Apr 2021 07:58 AM PDT Cursing and insulting is not even worthy of enemies. -The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani T...

پایگاه اُرُدیست های سوئد

پایگاه اُرُدیست های سوئد 25 rare gems of thought FromThe Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani Posted: 27 Feb 2022 06:23 PM PST A person who rules over his actions and bravely follows the path of wisdom and thought, will undoubtedly be the teacher of the future generations. -The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani How sad it is to say to a wise man with an idea the size of the sea: You only have the right to understand as much as a glass. -The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani We should want people as th...

فرهنگ در فلسفه ارد بزرگ

پژوهش و نگارش : مسعود اسپنتمان sepitemann@yahoo.com برگرفته از : http://falsafe-greatorod.blogspot.com ارد بزرگ میگوید: فرهنگ های همریشه ، انگیزه ای توان مند است که موجب همبستگی کشورها در آینده میگردد. انسان در روند فرگشت خویش "از تنواره ای که پیش از باشندگی آدمواره ی خود در آن میزیست"، به دو چشم دچار آمد که بر فراز چکاد سر او جهان بیرونی را میپایند. گزاره ای که باید بدان نگرا نگاه کرد نیز همین است که آدمی به چشمی وابسته است که خویشکاریش "نگاه به بیرون" است؛ و از "نگاه به درون" تن در میزند، زیرا نه توانایی نگرش به درون را دارد و نه از اساس برای چنین کاری برنامه ریزی شده است. در نگاه نخست بدیهی مینماید که جهان "درون" برای آدمی هرگز هراسناک نباشد، چرا که وی درون خویش را "خودی" میپندارد، اگر هم چیزی ترس آور باشد، جهان پر از ناشناخته ها و "ناخودی" های بیرون است. اما واقعیت به وارون آنچه گمان ورزی میکنیم است. هراس ما از ناشنا...