رد شدن به محتوای اصلی

صوفیگری در فلسفه ارد بزرگ 3

پژوهش و نگارش : مسعود اسپنتمان

sepitemann@yahoo.com
برگرفته از :
http://falsafe-greatorod.blogspot.com

ارد بزرگ /   Orod Bozorg ارد بزرگ /   Orod Bozorg ارد بزرگ /   Orod Bozorg ارد بزرگ /   Orod Bozorg ارد بزرگ /   Orod Bozorg ارد بزرگ /   Orod Bozorg


ارد بزرگ میگوید: صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند میگویند نیاز را باید از بین برد چون نیاز سبب دگرگونی میگردد و دگرگونی از دیدگاه آنان رنج آور است! حال آنکه هدف آدمی از زیستن، و درک زوایای پنهان دانش است. به جای گوشه نشینی و خرده گیری باید با ابزار دانش سبب رشد میهن شد و امنیت را برای خود و آیندگان بدست آورد


ببخش و بخور هر چه آید فراز / بدین تاج و تخت سپنجی مناز

چه جویی همین زین سرای سپنج؟ / کز آغاز رنج است و فرجام رنج

چنان دان که گیتی تو را دشمن است / زمین بستر و گور پیراهن است (گفتارهای صوفیانه در شاهنامه)



کردارهای همراه با آز و نیاز (نیاز= نه آز)، که رد پای آن را در تاریخ ایران به آسانی میتوانیم بیابیم، در باور ایرانیان از گونه کردارهای اهریمنانه به شمار میروند. انسان آزورز، با بهره گیری از ویژگیهای فرهمند نمایانه ی، با گردآوری نیرو، ناخویشتنداری و خشم اهریمنی خود را بر سر نیروهای کمینه طبیعت فرو میریزد. نیازورز نیز، همچون آزورز خشمی در درون خود دارد، اما از داشتن ویژگیهای برون گرایانه محروم است، ازین رو بیکنشانه، خشم را به درون خویش فرومیفکند تا بنیانهای درون را نابود سازد. او از زیستن در گیتی رنج میبرد، زیرا چنانچه بخواهد پای در جایگاه هستومندان و زندگی باوران بگذارد، وادار میشود بی کنشی گذشته را به کناری نهد. و این برابرست با زایایی در هر درنگ و درگیر شدن در کوچک و بزرگ پیشامدهای زندگی که صوفی، نه مرد آنست که با غمش برآید.

او استاد تفسیرهای "به وارون" است. به او میگویند "غنیمت شمار این یک دم عمر را"، اندیشه بر این است که درنگی از زندگی را هم در تلاشندگی هدر نده، و او تعبیر میکند: باید رویدادهای جهان را به کنار بنهیم و در خود فرو رویم. او می اندیشد اگر غذا نخورد و کنش جنسی اش را با واکنشی به تناسب آرام نگرداند، آنگاه "نیاز" از بین میرود. درینجاست که فردوسی وخشور به زبان می آید و میگوید:

ز پرهیز هم کس نجست از نیاز

[تو را ای صوفی پند میدهم که نیاز، همچو آز، از درون میجوشد. اگر نخوری و نخوابی و نزیوی، گرد اینکه نیاز از میان نرفته است، آن را هم تشنه تر ساخته ای]. گفته ی فردوسی، هفتصد سال پیش از پدید آمدن فلسفه ی "کانت" بازگو شده است، مینه آن از درون فرهنگ ایران میجوشد.

نمونه: نه چندان بخور کز دهانت برآید / نه چندان کز ضعف جانت بر آید (سعدی)

"نیاز" را به دو گونه میتوان گزارش داد و تفسیر کرد. "نیازمندی" یا نخستین تفسیر از نیاز گویای آنست که بدون چنین غریزه ای ، هیچ کنشی به سوی فرگشت راهگشا نخواهد بود. همستاری میان خرسندی و نیازمندی، آن کشاکشی از تضاد است که آدمی را از هستی خویش آگاه میکند و او را به سوی پر کردن چاله های نیازمندی و فرگشت فرامیخواند. اما "نیازورزی" یا دومین تفسیر از نیاز گویای رنج آور بودن این غریزه است، چرا که نیازمندی، تکاپویی را در دگرگونی ساختن درون موجب میشود، که صوفی با تن ناتندرست و اندیشه ی بیمار هرگز نمیتواند بار آن را به دوش کشد.

آزورزی و نیازورزی هر دو زاده ی مرگند، هر دو تشنه اند. و این تشنگی به وارون آنچه که خواجه نصیر میپندارد تنها با میانه روی در این دو، سیراب نمیشود.بلکه باید غریزه ای دیگر را به کنش انداخت. غریزه ای که با مرگ و نازندگی همستار باشد. و آن غریزه ی زندگیست که شادی از آن میتراود.

از آن دو مینو که در آغاز در اندیشه پدیدار شدند، یکی زندگیست و دیگری نازندگی (گاتاهای اشو زرتشت)

در سه هزارساله ی سوم آفرینش (گمیزش)، با آمیخته شدن نیکی و بدی است که آدمیان به باشندگی رسیدند. ازینروست که غریزه ی مرگ و زندگی تا رستخیز که باز این دو از هم جدایی میگیرند؛ تا همیشه به جنگ ایستاده اند، در اساطیر تنها از کیخسرو نام برده شده که توانست با ویچارشن (جدایی،گزارش) نیکی و بدی (زندگی و نازندگی)، بی رستخیز، زنده به مینو رود. زیرا تنها در مینو است که بدی و نیکی، زندگی و نازندگی، مینویی و جدا از هم زیست میکنند..

غریزه ی زندگی، مرگ را میزداید، جان را استوار میگرداند و روان را پالایش میدهد. زیستن در گیتی و رنج کشیدن در آن، پایستگی جان را در پی می آورد و تندرستی میبخشد. غریزه ی زندگی، اهرمهای غریزه ی مرگ چون خشم و ویرانگری و میل جنسی را از چنگ او میستاند و با والایش آن، "هنر" را پدید می آورد. موسیقی، دبیره نگاری، نگارگری و ..... همچنین هنر زیستن، هنر عشق ورزیدن، هنر نیک اندیشی و نیک گفتاری و نیک کرداری و چه بسا "هنر رندی" از دیدگاه حافظ، همه و همه والایش همان غرایز ساده و نخستین آدمی اند. با این تفاوت که این بار ابزاری در دست غریزه ی زندگی اند.

و اما صوفی که رنج، از دیدگاه او سخت ترین سهش ها (حس) است. نه اینکه درد و رنج به خودی خود از توانِشِ او فراتر باشد، درد و رنجی که او میکشد هرگز از درد و رنج دیگران بیشی نمیگیرد و چه بسا کمتر هم هست؛ اما، در وی، سامانه ی پایداری و به سفت جان کشیدنِ درد، ضعیف است. زیرا هرگز با رنج خو نگرفته است و عادت به درد کشیدن ندارد. زیرا به درد آمدن اندام و روان از آفرینش و کار و سختی زاده میشوند، که او با آن بیگانه است. صوفی، در حقیقت با گزیدن "نازندگی" نیروی جان و روان خویش را میکاهد و هرچه درین روند پیش میرود، دردهایی را که در گذشته میتوانست تحمل کند، اکنون برای وی گزنده تر و کشنده ترند. او در دگرگونیها، کرانِگی میگزیند، دگرگونیها عبارتند از زایش و مرگ پدیده ها، که بی هر کدام دیگری معنای خود را از دست میدهد.... آنها زیستندگان در این جهان نیستند. گرچه امید نیست به آن جهان هم برسند

روزی شاگردی از کنفوسیوس پرسید که خویشکاری انسان درباره ی روح چیست؟ کنفوسیوس پاسخ داد: «پیش از آنکه خویشکاری خود را درباره ی زندگان انجام دهیم چگونه میتوانیم خویشکاری خود را درباره ی روح مردگان انجام دهیم؟». و زمانی شاگرد با پافشاری درباره ی مرگ پرسید؛ استاد گفت: «پیش از آنکه بدانیم زندگی چیست، معنی مرگ را چگونه خواهیم دانست؟»

دور نیست، صوفیانی که زیستندگی این جهان را درنیافتند، بودِش آن جهان را نیز درنیابند. چرا که آنان، آنچه را که در آن روانند در نمی یابند، خواه در این جهان غرقه باشند، خواه در آن.

به همین شوند نیچه، جنگ را میستاید. جنگ، آدمی را از هستی خویش می آگاهاند و او را به توانِش سختیها وادار میسازد. جنگ از پدید آمدن روان و جانی بیمار جلوگیری میکند. جنگ و سختی از پس خود ابرمردان را برجای میگذارد. در جنگهاست که صوفیان میانجیگری را به کرانجی خواهی دگرگون میکنند. صوفیان تاریخ ایران، همستار با آنچه در آغاز راه بدان باور داشتند (جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه)، خشم روان شده در درونشان را چونان آزورزان به بیرون فرافکندند و آزورزی پیشه گرفتند. برای نمونه: صوفیان فارس به ویژه به پیشوایی ابواسحاق کازرونی (مرگ در 426 هجری) زندگی را چنان بر زرتشتیان تنگ میکنند که به راستی میتوان گفت با پایان یافتن سده ی چهارم هجری موج کوچهای پی در پی زرتشتیان به هند نیز فزونی میگیرد.




نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

پایگاه اُرُدیست های سوئد

پایگاه اُرُدیست های سوئد 25 rare gems of thought FromThe Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani Posted: 27 Feb 2022 06:23 PM PST A person who rules over his actions and bravely follows the path of wisdom and thought, will undoubtedly be the teacher of the future generations. -The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani How sad it is to say to a wise man with an idea the size of the sea: You only have the right to understand as much as a glass. -The Philosopher Hakim Orod Bozorg Khorasani We should want people as th...

تنها برای نگهبانی از ایران و مردم

تنها برای نگهبانی از ایران و مردم بر روی شمشیر فرهاد دوم ( پادشاه ایران از دودمان اشکانیان ) این جمله از بانو ورتا بود : تنها برای نگهبانی از ایران و مردم سرزمین بجنگ . یکی از مغ های پیر زرتشتی به پادشاه ایران گفت چرا این سخن بر روی شمشیر است ؟ پند بزرگان باید در اندیشه و دل ما باشد نه بر دست ساخته های ما . فرهاد دوم نگاهی به شمشیر نمود و گفت این جمله را هر بار می بینم به من می گوید راه درست چه و کجاست و بدین گونه در بیداد زمانه گم نمی شوم . در این باره ارد بزرگ اندیشمند برجسته ایرانی می گوید : یادآوری آرمانها ، از بیراهه روی بازمان می دارد . آن مغ خود از یاد برده بود که چرا آتش در آتشکده همیشه روشن است . آیا جز برای یادآوری اندیشه های آنان است ؟! . یاسمین آتشی برخورد با ریشه کارمندان فاسد سلطان سنجر پادشاه دودمان سلجوقی هنگامی که وارد شهر کرمان شد دریافت مردم شهر دچار بغض و ناراحتی هستند رایزنان خویش را فرا خواند و علت را جویا شد ، گفتند بسیاری از کارمندان دستگاه دیوانی بر مردم شهر فشار آورده و از جایگاه خویش سوء استفاده می کنند . فرمانروای ایران همان جا استاندار کرمان را...

بازیهای ورزشی تیس کوپان 291 سال پیش از المپیک در ایران

بازیهای ورزشی تیس کوپان 291 سال پیش از المپیک در ایران اونتاش گال پادشاه سرزمین ایلام ( نام قدیم سرزمین ایران ) در 1265 سال پیش از میلاد ، دو فرزند داشت به نامهای تیس و کوپان این دختر و پسر که دو قلو بودند همواره بر سر تواناییهای خویش جنگ و ستیز داشتند . پدر یک دوره مسابقات ورزشی بین این دو برگزار نمود . پس از آن مسابقه پادشاه اونتاش گال بر آن شد این کار را به شکل بسیار گسترده تری انجام دهد و از این رو در همان محل که امروزه به نام تیس کوپان ( در نزدیکی بندر چابهار ) شهرت دارد مسابقات جهانی تیس کوپان را هر ساله برگزار می نمود یعنی 291 سال پیش از مسابقات المپیک در یونان . نکته مهم این است که این مسابقات ۷۱۵ سال یعنی تا پایان دودمان مادها در ایران ادامه یافت . مسابقات تیس کوپان ( 1265 تا 550 پیش از میلاد مسیح ) اونتاش گال پادشاه ایران که در آن زمان ایلام نامیده می شد و حکومتش از شهر نیمروز (در افغانستان کنونی ) بود تا رود دجله ، پس از رسیدن به قدرت در سال 1265 پیش از میلاد دو کار بزرگ انجام داد اول آنکه شهری جدید به نام اونتاش بنا کرد و در آن زیگورات برپا ساخت ، دیگر آنکه مسابقات و آ...